همه مواردی که در این بخش صحبت کردیم و همه شک و تردیدی که در خصوص فرادرمانی و عرفان حلقه در این بخش مطرح شد تنها در صورتی قابل حل است که استاد طاهری و راه و روش ایشان را یک راه و روش جدید الهی و ایشان را یک ولی الهی یا حداقل یک بنده خاص خدا و یک مرد خدایی در نظر بگیریم. در این صورت است که همه اشکالات این بخش قابل چشم پوشی است و می توانیم عرفان حلقه را حق و راه کمال بدانیم. همانگونه که خود استاد طاهری در کلاسهای درس میفرمایند باید فرض کنیم که این زمان عصر هوشمندی است و یک زمان خاص است که بشر دیگر میتواند با هوشمندی الهی کار کند و همانگونه که در گذشته فقط انبیا و اولیای خاص الهی چون حضرت مسیح میتوانستند با روح القدس یا جبرئیل یا هوشمندی الهی کار کنند و از آن برای شفای بیماران و بیرون راندن جنیان و ارواح سرگردان استفاده کنند اکنون هم بشر به دوره میانسالی خود رسیده است و استاد طاهری به عنوان یک بنده خاص خداوند یا یک رسول الهی یا یکی از اولیای خاص خدا آمدهاند و این امکان و این توانمندی را برای بشر امروز فراهم نمودهاند که هر کس بتواند با هوشندی الهی کار کند و از این امکان و توانمندی جدید در جهت پیشبرد اهداف متعالی انسانی و آگاهی بشریت استفاده کنند.
اینها دقیقا ادبیات مورد استفاده استاد طاهری است که در کلاسهای عرفان حلقه مطرح میشود و این تنها دلیل یا فرضیه موجه است که ما میتوانیم قبول کنیم که عرفان حلقه و فرادرمانی و شفا دادن هم خوب است هم دلیل بر حقانیت است و هم در این مورد خاص عرفان قدرت به حساب نمیآید و عرفان کمال است چرا که ما از هوشمندی الهی برای درمان استفاده میکنیم ولی دیگران از جنیان و شبکه منفی برای درمان استفاده میکردند. این دقیقا تنها دلیل موجه و قابل قبولی است که ما میتوانم حقانیت عرفان حلقه را تایید کنیم. یعنی باید فرض کنیم که استاد طاهری و معارفی که ایشان ارايه نمودهاند یک مکتب الهی جدید است یا حداقل آموزه هایی جدید در عصر هوشمندی است و اگر نگوییم ایشان یک رسول الهی است حداقل باید به عنوان یک ولی الهی یا حداقل یک بنده خیلی خاص خدا باشند که در این عصر هوشمندی امکانات جدیدی برای بشر امروز آوردهاند و این امکانات همان حلقههای رحمانیت الهی هستند که با اتصال با هوشمندی الهی و هوشمندی حاکم بر جهان هستی میتوانیم کارهای زیادی از جمله درمان را محقق کنیم.
این تنها فرضیه است که میتوانیم همه صحبتهای این بخش را نادیده بگیریم و بگوییم استاد طاهری یکی از اولیاء الله است و بنابراین هرچه ایشان میگویند و هر چه میکنند درست است. در بخش ششم برخی از اشتباهات معرفتی آقای طاهری را با هم بررسی می کنیم و مجموع این اشتباهات معرفتی و تفاوت هایی که آموزه های ایشان با معارفی که انبیا و اولیای الهی برای ما آورده اند باعث میشود که این فرض الهی بودن و خاص بودن آقای طاهری پذیرفته نشود و بنابراین نمی توانیم صحبت ایشان را که ادعا می کنند این حلقه ها رحمانیت الهی است و اتصال با روح القدس است بپذیریم. با مطالعه بخش ۶ و ۷ یعنی برخی اشتباهات معرفتی آقای طاهری و برخی نشانهها خیلی سخت بتوانیم ایشان را یک فرستاده خاص الهی بدانیم!
دیدگاهها