بخشی از تذکرة الاولیاء – شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
رابعه عدویه از بزرگترین زنان عارف در طول تاریخ است. وی که تمام عمر مجرّد زیست، سهمی عظیم در وارد کردن مبحث عشق در تصوّف اسلامی داشت. نقل است که وقتی بیمار شد، و بیماری سخت بود. پرسیدند که سبب این چه بود ؟ گفت : « در سحرگاه دل ما به سوی بهشت نظر کرد، دوست با ما عتاب کرد؛ این بیماری از عتاب اوست.»
عبدالواحد عامر گوید : من و سفیان ثوری به بیمار پرسی رابعه در شدیم از هیبت او سخن ابتدا نتوانستیم کرد. سفیان را گفتم : چیزی بگو. سفیان به رو به رابعه گفت :
«اگر دعایی بگویی این رنج بر تو سهل کند.»
رابعه روی به سفیان کرد و گفت : «یا سفیان، تو ندانی که این رنج به من که خواسته است ؟ نه خداوند خواسته است ؟»
سفیان گفت : بلی
رابعه گفت : «چون می دانی، پس مرا می فرمایی که از او درخواست کنم به خلاف خواست او ؟! دوست را خلاف کردن روا نبود ! »
نقل است که یک روز حسن بصری و مالک دینار و شقیق بلخی به پیش رابعه رفتند و او رنجور بود. حسن گفت : «صادق نیست در دعوی خویش هر که صبر نکند بر زخم مولای خویش» رابعه گفت : «از این سخن بوی منی می آید» شقیق گفت : «صادق نیست در دعوی خویش هر که شکر نکند بر زخم مولای خویش» رابعه گفت : «از این به می باید» مالک دینار گفت : «صادق نیست در دعوی خویش هر که لذت نیابد از زخم دوست خویش» رابعه گفت : «از این به می باید» گفتند «تو بگوی رابعه» رابعه گفت : «صادق نیست در دعوی خویش هر که فراموش نکند الم زخم در مشاهده مطلوب خویش»
چند مناجات از رابعه عدویه :الهی مرا از دنیا هر چه قسمت کرده ای به دشمنان خود ده و هرچه از آخرت قسمت کرده ای به دوستان خود ده که مرا تو بسی. خدواندا اگر ترا از بیم دوزخ می پرستم در دوزخم بسوز و اگر به امید بهشت می پرستم بر من حرام گردان و اگر برای تو تو را می پرستم جمال باقی دریغ مدار. خدایا اگر مرا فردا در دوزخ کنی من فریاد برآورم که وی را دوست داشتم با دوست این کنند ؟ الهی کار من و آرزوی من در دنیا، از جمله دنیا، یاد توست، و در آخرت از جمله آخرت، لقای توست. از من این است که گفتم تو هر چه خواهی می کن.
دیدگاهها