حلوای کودکان

 

آنسوی خط تلفن را دیدن حلوای شیرین تری است یا فرادرمانی؟؟

همه ما با داستان آقای طاهری آشنایی داریم که در ابتدا وقتی با تلفن صحبت می کرده اند آن سوی خط را می‌دیدند و یا اسم کسی را به ایشان می گفتند و ایشان چیزهایی در خصوص آن شخص می‌دانستند و … ایشان می فرمایند ابتدای حرکت سلوکشان تحت تاثیر شبکه منفی بودند و در واقع شبکه منفی و مثبت برایشان قابل تشخیص نبوده است و روزی تصمیم می گیرند این حلوای شیرین کودکانه را با عزمی جزم کنار بگذارند و دیگر از اینگونه تسهیلات شبکه منفی استفاده نکنند و ابتدا هم کمی برایشان سخت بوده است ولی بالاخره روزی تصمیم جدی می گیرند و توجهی به این حلوای کودکانه نمی کنند و از اینجاست که سلوک حقیقی ایشان شروع می شود.

به نظر شما آیا دیدن آنسوی خط تلفن حلوای شیرین تری است یا فرادرمانی؟! آیا می‌توانیم از نظر منطقی با خودمان فکر کنیم فرادرمانی هم حلوای شیرینی است که اینبار در اختیار ایشان قرار داده شد تا ایشان را بفریبند و همچنان مشغول استفاده از تسهیلات شبکه منفی باشند منتهی این بار با اسم های جدیدی چون فرادرمانی و تشعشع دفاعی و … و آیا می توانیم تصور کنیم این تسهیلات هم از طریق شبکه منفی برای فریب ایشان و جمع کثیری دیگر در اختیار ایشان قرار داده شده است؟؟

آیا توجیه آقای طاهری برای فرادرمانی که می فرمایند کسی که بیمار است و در سختی نمی‌تواند به سوی کمال حرکت کند توجیه محکم و قابل قبولی است؟؟ آیا ندیده ایم انسان های بیشماری که در سختی و بیماری به خدا نزدیک تر شده اند؟؟ آیا در قرآن نداریم که خداوند می فرمایند : «ما شما را امتحان می کنیم به قحطی و گرسنگی و … و بیماری و … و به بشارت باد بر صابرین»

آیا توجیه آقای طاهری که می گویند ما با درمان می خواهیم وجود هوشمندی و خالق این هوشمندی را ثابت کنیم و درمان برای ما بهانه است توجیه محکم و قابل قبولی است؟ مسلم است که ما به وجود هوشمندی حاکم بر هستی و خالق این هوشمندی باور داریم و نیازی به فرادرمانی نداریم تا باور کنیم این هوشمندی کیهانی هست و خالق این هوشمندی وجود دارد. آیا عارفان الهی زیادی در طول تاریخ سراغ نداریم که در سیر انفسی خودشان به مرتبه‌ای می رسند که می‌توانند شفا بدهند ولی از طریق استاد خودشان منع می‌شوند که نباید از این توانایی خودشان استفاده کنند و اصولا هر گونه آشکار کردن کرامت را حرکتی در جهت کمال نمی دانسته اند (مگر موارد بسیار خاص و نادر و بر اساس مصلحتی که از دید ما پنهان است)

واقعا آیا اینکه ما فرادرمانی کردیم کمکی به ما در جهت کمال کرد؟ آیا منیّت و غرور را در ما کاهش داد یا افزایش داد؟! آیا فرادرمانی توانست شخصیت مجازی که برای خود ساخته ایم را ویران کند یا اینکه یک شخصیت مجازی جدیدی به نام فرادرمانگر برای ما ایجاد کرد؟ اینها نشانه هایی است که خوب است به آنها فکر کنیم…

به یک سوال دیگر هم خوب است بیاندیشیم و برای خودمان پاسخی برای آن پیدا کنیم. آیا به نظر شما فرادرمانی و موارد بهبود و درمان که در طول دوره ها مشاهده کردیم به صورت همواره و در تمام طول دوره ها اتفاق افتاد ؟ یا اینکه بیشتر در ابتدای کار و «برای جذب افراد جدید» فرادرمانی برای ما کار کرده است؟؟

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *